تبليغاتX
یادداشت های یک لاغر - خاک بر سر
 خاک بر سر
یارو اومد در مغازه گفت فلان جنس چنده ؟

من : کیلویی ۱۱۵۰ تومن.

یارو : چقدر گرون!!

من : موقعی که به احمدی نژاد رای دادی باید فکر این روزات می بودی.

(بنده خدا از روستا های اطراف بود)

یارو : ای بابا یک گ.. خوردیم دیگه

من : چرا بهش رای دادین ؟

یارو : بابا دو بار بهمون ۸۰۰۰۰ تومن داد. تو روستا هم آرد و سیب زمینی و اینا مجانی میدادن،

هیچکی تا حالا اینقدر بهمون نرسیده بود. بعدشم به کی رای میدادیم خب ؟

من : چرا به موسوی رای ندادین ؟

یارو : موسوی ؟! خودش خوبه، دور و برش خرابن. چند نفر از بسیج اومدن گفتن مردم میگن "موسوی

بی روسری"، اگه بیاد فساد زیاد میشه.

من : چند تا بیکار سر کار رفتن تو روستاتون ؟

یارو : هیچیکی بابا، نصفشون معتادن نصف دیگشونم دارن میشن. هر چیم کاشتیم گذاشتیم تو انبارا داره خراب میشه.

من : اگه دوباره انتخابات شه بازم بهش رای میدی ؟

یارو : نه بابا.

من : به موسوی رای میدی ؟

یارو : (یکم مکث ) نه.

من : چرا ؟

یارو : دخترا می خوان حجابشونو بردارن دنبال موسوین. همه دنبال آزادی و فسادن.

 

حالا چکار میشه کرد با این مردم ؟

|+| نوشته شده توسط لاغر در پنجشنبه 21 آبان1388  |
 
 
بالا